کشور ایران با تاریخی کهن شاهد فراز و نشیب های بسیار زیادی از منظرهای مختلف بویژه منظرهای اقتصادی –اجتماعی بوده است. اقتصاد نفتی تک محصولی یعنی اقتصادی که مبتنی بر این موهبت الهی استوار بوده شرایط ویژه ای را برای تولیدات صنعتی، مدیریت ، تخصیص منابع ،بهره وری ، تفکرات و به طور کلی تصمیم گیری ها حاکم نموده است. یقیناً اگر در این سرزمین نفتی وجود نمی داشت همه چیز از آسمان آبی گرفته تا صنعت و اقتصاد را به شکل دیگری می نگریستیم ، دیگر گونه فکر می کردیم ، به شکل دیگری تصمیم می گرفتیم و در نتیجه عملکرد ما به نحو دیگری بود .
در حال حاضر به جرأت می توان گفت که خلقت و حیات نسل کنونی ما در آستانه قرن 21 با شرایطی بسیار خاص مصادف گشته که به تأیید تاریخ کمتر دوره ای مشابه به آن می توان یافت .
الوین تافلر جامعه شناس ، حدود 90% از تغییرات و تحولات و پیشرفتهای بشریت را متعلق به قرن 20 می داند و به زعم ایشان در 19 قرن قبل از آن فقط 10% از کل تحولات و پیشرفت ها حادث شده است . این اعداد و ارقام تکان دهنده بیانگر موقعیت و شرایط یسیار مهم نسل حاضر در طول دوره خلقت بشر است . موقعیتی که درک واقعی و صحیح آن مستلزم تفکر و بررسی دقیق بوده و پیامد آن تفکر عمیق چیزی نیست جز تلاش بی وقفه ، تفکر ، تعقل و ار همه مهمتر واقع بینی .
در چند دهه اخیر موضوع بسیار عجیب ، مهم و خیره کننده سرعت پیشرفت و رشد اقتصادی در برخی کشور ها بوده و به جرأت می توان گفت یکی از مهمترین مطالب قابل تأمل و بررسی ، مقایسه تفاوت سرعت پیشرفت و رشد در کشور های مختلف می باشد.
یک اصل اساسی و غیر قابل انکار آنست که توسعه های اقتصادی – اجتماعی و رفاه در کشور های تکامل یافته یه کشور های در حال توسعه در سایه توفیقات صنعتی بوده و تا کنون هیچ استثنایی بر این اصل مشاهده نشده است.
در این کشور ها همه تلاش ها به نوعی به سمت توسعه اقتصادی معطوف بوده و شدت ارتباط رشد اقتصادی با رشد صنعتی به حدی است که دو واژه " کشور های توسعه یافته " و " کشور های صنعتی " در ادبیات اقتصادی به صورت مترادف به کار برده می شوند و نمودهای واقعی این کشور ها بر روی کره زمین بسیار موجود است.
مطالعه و بررسی اقتصاد این کشورها حکایت از آن دارد که انان ضمن ارج نهادن به موقعیت و اهمیت بخش صتعت در اقتصاد ، اساساً سهم ارزش افزوده بخش صنعت ار تولید ناخالص داخلی در این کشور ها مرتباً رو به افزایش بوده و رشد صنعتی به عنوان نیروی محرکه رشد اقتصادی عمل نموده و این بخش همواره بخش رهبر و پیشتاز در اقتصاد بوده است. این کشور ها با درک صحیح و واقعی ارتباط بسیار مهم رشد اقتصادی با رشد صنعتی ، تمامی قوا و نیرو ها را در جهت حرکتی هماهنگ و موزون به سمت توسعه صنعتی همسو نموده اند و با سعی و تلاش بی وقفه و نیز با از میان بر داشتن موانع و مشکلات ، حذف قوانین متناقض با رشد و توسعه ، انجام حمایت های مقطعی و منطقی و در یک کلام ساده ، واقع بینی واقعیت های دنیا ، توفیقات بسیار زیادی را در طول زمان کوتاهی کسب نموده اند.از شاخص های کمی مؤید این توفیقات در چند دهه اخیر می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
- افزایش چشمگیر سهم ارزش افزوده بخش صنعت از تولید ناخالص داخلی
- افزایش سهم شاغلین در بخش صنعت
- افزایش نسبت پس انداز و سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی
در این کشور ها که به آنان به عنوان " معجزه شرق آسیا " یاد می شود رشد و توسعه صنعتی درون زا و مستمر یکی از مهمترین عوامل رشد و شکوفایی صنعتی ، افزایش سرمایه گذاری در صنعت است که این سرمایه گذاری موجب افزایش ظرفیت های تولیدی ، بهبود ماشیت آلات موجود ، ارتقای سطح تکنولوژی و کیفیت محصولات می شود. اساساً این سرمایه گذاری بیشتر با پس انداز بیشتر امکان پذیر می شود و البته پس انداز بیستر نیز در صورت وجود نرخ سود واقعی مثبت حادث می گردد.
نرخ سود واقعی زمانی مثبت ارزیابی می شود که نرخ سود پرداختی به پس انداز پس انداز کنندگان بیشتر از نرخ تورم باشد و در این صورت به دلیل حفظ ارزش پول با توجه به دریافت سودی افزون بر تورم ، تمایل برای پس انداز بیشتر وجود دارد.
در نقطه مقابل چنانچه نرخ سود پرداختی به پس انداز کمتر از نرخ تورم باشد به دلیل عدم توان جبران کاهش ارزش پول ناشی از تورم توسط سود پرداختی ،تمایل برای پس انداز کردن کاهش یافته و سطح پس انداز جامعه و متعاقب آن امکانات جهت سرمایه گذاری کاهش می یابد.
در اکثر کشور های مذکور به دلیل سود واقعی مثبت ، تمایل به پس انداز به صورت منطقی و مطلوب وجود داشته و در نتیجه امکان افزایش سرمایه گذاری کاهش می یابد.
و اما کشور عزیزمان ایران ...
این کشور دوره هایی از تاریخ را با درک نسبی از واقعیت ها و وضعیت و شرایط دنیا طی کرده و نسل ها یکی پس از دیگری با سکون و آرامش زمان و عمر را سپری کرده اند. دوره هایی که کشور های دیگر با سبک هایی متفاوت به رشد و توسعه و تحول و تعمق در واقعیات اندیشیده اند.
با گذر زمان و رسیدن به عصر حاضر و با زندگی در دهکده جهانی و از همه مهمتر نظاره شهودهای عینی کشور های موفق با توجه به مسیر های حرکتی آنها در چهاچوب فرمول ها و روش های نوین علمی ، مسؤلیت ها دقیق تر و سنگین تر احساس می گردند. نظاره این شهودهای عینی و بررسی و مقایسه سرعت های پیشرفت به ما هشدار می دهند که فرصت ها را نباید از دست داد.
بایستی بهتر ، بیشتر ، واقعی و بلند مدت اندیشید ، بایستی صحیح و علمی برنامه ریزی کرد و در حقیقت جهانی اندیشید. از اجرای امور به رسم سعی و خطا ضرورتاً دوری جست چرا که باعث اتلاف فرصت و عمر و خسران بشریت و منابع می گردد.
صتعت در کشور ما با با همه سعی و تلاش های فراوانی که اساساً عاشقانه و داوطلبانه صورت گرفته ، ولی وجود برخی موانع در سر راه آن ، سرعت پیشرفت و موفقیت را کاهش داده است.
بر اساس آمار های موجود سهم بخش صنعت از تولید ناخالص داخلی در ایران از رشد مطلوبی برخوردار نبوده و بخش صنعت ، نقش یک بخش پیشتاز در توسعه اقتصادی کشور را ایفا ننموده است.
برخی شرایط ، قوانین ، مقررات و یا اصولی که با ایجاد مزاحمت برای رشد و توسعه صنعتی ، باعث انزوای اقتصاد از اقتصاد جهانی شده از این نمونه اند که البته این انزوا اثرات بسیار نامطلوبی بر روی رشد و توسعه داشته و می تواند بستری مناسب برای عقب ماندگی در همه ابعاد اقتصادی –اجتماعی را فراهم نماید.
انزوای اقتصادی نقطه مقابل ادغام اقتصاد کشور در اقتصاد جهانی است که کشور ها قویاً به آن سو حرکت و تفکر می کنند چرا که این اصل از اصول بنیادی اسازمان تجارت جهانی است.
این اصول بنیادی بر اساس اصل مزیت نسبی استوارند که کشور ها را به سوی تولید بیشتر و بهتر ، کیفیت برتر ، تخصیص منابع مؤ ثر تر ، خود اتکایی (و نه خود کفایی ) رهنمون می سازد.
نتیجه آنکه: بررسی علمی و واقع گرایانه موضوع مبین آن است که صنعت ایران بایستی همچون بخش صنعت کشور های توسعه یافته ویا در حال توسعه پویایی لازم را کسب نموده و به صورت نیروی محرکه رشد اقتصادی کشور در آید. همچنین بدون اتکاء به تزریق درآمدهای نفتی به رشد مستمر ودرون زا و بالای خود دست یابد.
برای رسیدن به این مهم بررسی و باز نگری موارد ذیل به عنوان اهرم های پیشرفت اقتصاد بسیار ضروری ، مؤثر و مثمر خواهد بود:
- تقویت تشکل ها و رشد انها به سمت تشکل های مؤثر و اثر گذار
- تدوین استراتژی و برنامه های بلند مدت مطابق با اصول روز دنیا با واقع بینی ، ضمن لحاظ نمودن صلاحدید اقتصاد در ابعاد کلان مملکت
- بررسی واقع گرایانه قوانین و مقررات ناسازگار با تولیدو صنعت و توسعه با توجه به شرایط روز جهان
- کوچک نمودن منطقی دولت
- کاهش انحصارات در صنعت و تولید
- اجرای مدیریت علمی به جای مدیریت سنتی
- ایجاد فرهنگ تفکر اقتصادی و صنعتی بین المللی
امید آنکه با عزمی ملی و با بینش علمی همراه به واقع بینی همواره در ساختن ایرانی آباد و آزاد بکوشیم.